خرید بک لینک
چند روز پیش در خصوص فکری که مدت ها مثل یک خوره جانم را میرنجاند با یکی از دوستانم صحبت کردم . در جواب حرف هایم پیشنهاد خواندن کتاب مدرس مرجع از ژان بقوسیان را گرفتم . از آن جمله کتاب ها بود که از دستم نمی افتاد. یک بار خواندمش و به قول نویسنده : ذهنم را پر از قفسه و مکعب های چوبی کردم .برای لحظه ای خودم را جای نویسنده گذاشتم. اگر میخواستم از میان این 183 صفحه ای که خواندم تعدادی صفحه را حذف کنم فقط میتوانستم 10 برگ آن را کنار بگذارم. شوق خواندن من در 4 فصل اول مثال زدنی بود کما اینکه برای هر مطلبی Reference یا راهکاری بیان شده بود. دیگر قرار نبود بعد از مطالعه هر چند صفحه ی کتاب دنبال نرم افزار یا سایتی باشم که کارم را به تعویق بیندازد . در اصل کتاب دروازه ای بود برای اهداف بزرگتر (فروش دوره کارخانه تولید اطلاعات).به عنوان یک خواننده در میان فصل های کتاب بارها جهت رجوع به سایت _https://modiresabz.com_ و مشاهده یا خرید این دوره ترغیب می شدم. حتی در جایی برای حل یک مسئله که کدام قسمت این متن دانش ، بینش و راهکار است تیر خلاصی از سمت نویسنده شلیک می شود . اما فکرم درگیر یک موضوع بود آن هم تفاوت بهای تمام شده کتاب و ارزش هدیه ای که بر روی آن قرار دارد. در صفحات کتاب بارها از اشتباهات نویسنده در زندگی و تجربه ای که آن کسب کرده است داستان هایی به میان آمده است و این شخصیت نویسنده را برای من ارزشمند تر می کند به جز «البته اگر همایش رایگان نباشد در کیفیت حضار تاثیر می گذارد و افراد ارزشمندتری شرکت خواهند کرد. ص56».ناگفته نماند خیلی سر سری این خط را خواندم و گذشتم. بعد از عبور از چند فصل و توجه بیش از اندازه به «کیفیت آموزش رایگان ص35» احساس کردم با مراجعه به سایت میتوانم قدم های بهتر

برچسب: نویسنده: کامیار مرادیان تاريخ: يکشنبه 7 اسفند 1401 ساعت: 13:41

صفحه بندی